« موعد انفاق»
حكايت
امام عدالت (ع)پنج وسق خرما به مردي فرستاد و آن مرد از كساني بود كه جود و بخشش داشت و هرگز از علي (ع)و نه از كس ديگري چيزي نمي خواست . مردي به آن حضرت گفت :« سوگند به خدا فلاني از تو سئوال نكرده بود وانگهي يك وسق از پنج وسق كفايتش مي كرد ؛ حضرت فرمود :«خدا مثل تو را در جامعه مومنين زياد نكند ! من مي دهم تو بخل مي ورزي ؟!سوگند بخدا اگر من به او ندهم آنچه از من اميد دارد مگر بعد از اينكه از من سئوال كند ، در اين صورت نداده ام به او مگر به قيمت چيزي كه از او گرفته ام . زيرا در اين صورت من او را در معرض دادن آبرو در آورده ام . آبروي كه در موقع عبادت بخاك مي مالد براي پروردگارش ...»
بنقل از مرحوم علامه محمد تقي جعفري در حكمت اصول سياسي اسلام
.......................................................................................................
« سفارش حق تعالي »
امير المومنين (ع) نقل مي كند كه خداوند به موسي بن عمران (ع) فرمود : « چهار سفارش به تو دارم ، در حفظ آن كوشا باش ؛
- مادام كه گنجهاي مرا پايان يافته نمي بيني براي روزيت غمناك و ناراحت مباش!
- مادام كه گناهان خود را بخشوده نمي بيني به عيوب ديگران مپرداز!
- مادام كه حكومت مرا ذايل نمي بيني به ديگري جز من اميد مبند !
- مادام كه شيطان را مرده نمي بيني از مكر و فريب و نقشه ها يش ايمن مباش!
از كتاب جن و شيطان ص: 96
.......................................................................................................
« خدايا از ما بگير؟! »
يكي از بزرگان مي گفت : «ما هميشه دعا مي كنيم بخدا مي گوئيم :«خدايا به ما بده » هيچ وقت دعا نمي كنيم « خدايا از ما بگير !؟» در صورتي كه ما به اين دعا بيشتر نياز داريم .ما به آن چيزهايي كه خدا بايد از ما بگيرد بيشتر احتياج داريم تا آن چيزهايي كه بخواهد بما بدهد .تا اينهايي كه از ما بايد بگيرد از ما نگيرد ، هيچ چيز قابل دادن نيست !... استاد شهيد مرتضي مطهري
.......................................................................................................
« بازگشت احسان »
حاج آقا مرتضي نجفي قدسي در خاطره اي نقل مي كند متعاقب دعوت از مرحوم علامه محمد تقي جعفري براي سخنراني در يك اجلاس مبلغي در يك پاكت خدمت ايشان تقديم شد .پس از اجلاس مسئولان برگزاري اجلاس در وجه پرداختي تجديد نظر كرده و مقرر شد برابر همان مبلغ مجدداً در پاكتي قرار داده خدمت ايشان تقديم شود .حضرت علامه ابتدا استنكاف مي كردند و قبول نمي فرمودند ولي پس از اصرار بنده قدري فكر كردند و بادست روي پاي خودمي زدندو«الله اكبر»مي گفتند .عرض كردم :«موضوع چيست؟» با قدري تأمل فرمودند :
«مي دانيد چه شد.من همين امروز آن مبلغي را كه داده بودند به فردي كه اجاره منزلش عقب افتاده بود دادم و هنوز چند ساعت نگذشته ، شما معادل همان مبلغ را مجدداً براي بنده آورده ايد!» «روزنامه اطلاعات شماره 21771»
|